|

مریم آن گل سپیدی است که تو در خیال خود می بویی و همه روز و همه شب را در پی اش می پویی . مریم آن نور خدایی است که از عرش بلند تابید به تن سیاه ما . کز سببش مهر ز هر خسته دلی می روید . نیاز من آن گرمای آغوش مهربانت است ، نیاز من آن شیرینی بوسه های پر محبتت است آرزوی من گرفتن دستان گرمت است و کار من در این لحظات انتظار دیدن آن چهره ماهت است بی قرارم عزیزم، بی قرار دیداری دوباره با تو ، و بی قرار آنم که با هم در شهر عشق در کنار هم قدم بزنیم و بار دیگر خاطرات شیرینی را بر جا بگذاریم ... کاش بودی و خاطرات شیرین با هم بودنمان را تکرار می کردیم .... آنگاه که من بار دیگر تو را از نزدیک ببینم، بی نیاز بی نیازم و اگر بار دیگر تو را با تمام وجودم حس کنم دیگر آرزویی در دلم بر جا نخواهد ماند...... وقتی عاشقانی را که دست در دستان هم گذاشته اند و در آغوش هم میباشند میبینم وا حسرتا... کاش در کنارم بودی تا با افتخار در کنار تو قدم بزنم و به آنها بگویم که آری من نیز عاشقم و به داشتن چنین عشقی افتخار میکنم.... نیاز من نگاه چشمهای زیبایت است، نیاز من آن خنده های عاشقانه ات است ..... بی قرارم ای عزیز راه دورم ، و در انتظار به سر رسیدن فصل زمستان و .... میشمارم تک تک ثانیه ها را ، پشت سر می گذارم زمستان و بهار را ، در برابر باد سرد فاصله می ایستم تا لحظه به تو رسیدن و در آغوش تو آرام گرفتن، فرا رسد! نمی دانی که بدجور دلتنگ تو هستم ای نازنینم و نمیدانی که چقدر دلم برای صدای قدمهایت ، راه رفتن در کنارت ، بوسه بر لبانت ، دست گذاشتن در دستانت و نگاه به چشمانت تنگ شده است.... خیلی دوست دارم ....
طبقه بندی:
شبانه،
|